تبلیغات
جهان هولوگرافیک - صدا و سیما و خوره سانسور

صدا و سیما و خوره سانسور

صدا و سیما

تقریبا با احتساب این هفته، سه هفته است، منتظر پخش ادامه برنامه «وضعیت تفکر در ایران» هستم این برنامه از شبکه چهار رو آنتن می‌رفت و هر هفته پنجشنبه شب‌ها حول و حوش ساعت 9.30 پخش می‌شد.

در برنامه اخیر، از دکتر صادق زیبا کلام و دکتر قائمی نیا دعوت شده بود تا در مورد وضعیت تفکر در ایران در حوزه علوم انسانی صحبت کنند، بحث داغی بود البته بیشتر زمان برنامه هم در اختیار مجری یعنی دکتر اسدی و مهمان دیگر برنامه دکتر قائمی نیا بود اما وقتی نوبت آقای زیبا کلام شد ایشان هم طبق رویه و عادت خودش شروع کرد به طرح یک سری انتقادهای تند (و البته غیرمنصفانه) که برای ذائقه برخی ناگوار بود، اما هنوز چند دقیقه‌ای نگذشته بود، مجری بحث رو قطع کرد و از ایشان خواست دنباله بحث رو در جلسه بعد طرح کند،  و فعلا هم معلوم نیست وعده مجری برنامه تحقق پیدا بکند یا نه!!
قطع ناگهانی برنامه، توهینی به شعور مخاطب بود، این تصمیم‌های شتاب زده و عجولانه چیزی جز خسارت و بدگمانی بوجود نمی‌آورد. بر فرض که مطالب طرح شده توسط آقای زیباکلام غیر منصفانه و غیر واقعی باشد،  اما این مطلب را قبل از پخش برنامه باید می‌فهمیدند یا بعد از این که روی آنتن رفت و در حین پخش آن؟!! و حالا که برنامه پخش شده، چرا دنباله بحث رو مستدل و مستند پی نمی گیرید؟!!
من معتقدم صدا و سیما یا یک سیاست فرهنگی مدون و مشخصی ندارد و یا مدیران آن توانمندی‌های لازم را در اجرای آن سیاست‌ها ندارند!! به خاطر همین هر از چند گاهی می‌بینیم اعمال سلیقه‌های مسخره‌ای آن هم با توجیهات مضحک‌تر صورت می‌گیرد خنده‌آورتر از همه، ممانعت از پخش برنامه پر مخاطب «دیروز، امروز و فردا» بود و اگر بگویم به چه دلیلی باورتان نمی‌شود!!
دلیلش را از میان گلایه‌های یامین پور مجری آن برنامه می توانید، ببینید.
من مطلبی رو از وبلاگ یامین پور در این پست قرار می دهم اگرچه می‌دانم ایشان راضی به چنین کاری نیستند اما به دلیل اهمیت مساله ناگزیرم این کار را انجام بدهم مطمئن باشید ارزش خواندن را دارد، یامین پور در این پست واکنش برخی از مهمانان این برنامه را بعد از ممانعت از ادامه پخش آن با گزارشی مختصر آورده است:
 



روی عنوان زیر کلیک کنید:

ما که پشت پرده ای نداریم!

89.7.20

تماس ها و اظهارنظرهای برخی رفقا در چند وقت اخیر:
حاج آقای پناهیان:
- چی شد؟ تعطیل شد؟
- بله حاج آقا… فعلاً
- چرا
- … (وقت آن نیست که از پرده برون افتد راز)
- سایت که داری؟
- بله حاج آقا.
- خوبه. دیروز امروز فردا رو ببر به سایتت… فضا رو ادامه بده… نذار سرد بشه.
- چشم حاج آقا…
حاج سعید قاسمی زنگ زد:
- چطوری یامین جان؟!(با صدای حاجی بخونیدش!)
- مخلصیم حاج سعید…
- زنگ زدم حالتو بپرسم…بهت تبریک می گم!
- تبریک برا چی حاجی؟!
- فیلم ترمیناتور رو دیدی؟!
- آره! خب؟
- وقتی یارو رو می زدند و پودرش می کردن رو می گم!
- خب؟! چی اش تبریک داره؟!
- ترمیناتور شدی تو هم برادر! پودرت کردن! دیدی ما اونقدرها هم بیراه نمی گفتیم که … (این بخش به جهت پاره ای مصالح سانسور می شود!)… تو هی می گفتی نه حاجی شلوغش می کنی
- حاجی دست بردار.
- یامین جان یادت باشه، ترمیناتور وقتی پودر می شد دوباره همه سلول هاش بهم می رسیدن و دوباره سرپا می شد. حواست هست که برادر؟
- حاجی مخلصیم. ایشالا سرپا می شیم. دعا مون کن
- یا علی برادر…
خداییش یاد بی سیم های جنگ نمی افتی با اون خش و پشششش…
حاجی سیدتو کشتن!
استاد حسن عباسی زنگ زد…
- سرت خلوت شده؟
- تا اندازه ای؛ چطور؟
- وقت داری یه سفر بری … برای شرکت در کنفرانس بین المللی …
- چرا من؟
- … (اینجاشو بعداً می گم)
- تو اون تاریخ می خوام برم… (ایجاشو هم بعداً میگم… همون خبر خوش!)
- فکر کن… استخاره کن… همون کاری که از من خواستی!
- چشم
- یا علی
مسعود دهنمکی زنگ زد…
- چطوری برادر؟ چی شده؟ چرا همچین کردن؟!
- مخلص… (…فکر کنید من کمی بی ادب شده باشم و از تعابیر اطراف خونه مون -افسریه- در حرفام استفاده کرده باشم)
- کاری از دست من برمیاد؟
- اگه می تونی… (… گفتنی نیست)
- می بینمت…
- یاعلی
وحید جلیلی…
- شهید شدی(با خنده ی بلند)
- مخلص… (جواب خنده خنده است حتماً)
- استدلالشون چیه؟
- میگن منظورنظر آقا برنامه ی شماست.
- اگه اینا به حرفها و انتقادهای آقا گوش میکردند پس باید نصف صدا و سیما رو حداقل تعطیل میکردند تاحالا! می خوام مصاحبه کنم راجع به تعطیلی دیروز امروز فردا…
- ممنون … علی مدد
آقای صفار هرندی در حاشیه ی یک جلسه…
- مصاحبه ات رو با حسین قدیانی خوندم…
- ممنون که وقت گذاشتید
- اصل ماجرا از کجا آب می خوره؟
- … (شرمنده ی همه ی رفقا، نمی تونم بگم که چی جواب دادم!)
- عجب! حالا خودت به به تعطیلی برنامه کمک نکن… تو مصاحبه ها حواست باشه.
- حواسم هست. سکوت مطلقه فعلا. دراینباره هیچی به هیچ رسانه ای نگفتم… ونمی گم!
- خوبه. باید با هم صحبت کنیم.
- حتماً؛ در خدمتیم
- … (یعنی…)
دکتر محمد صادق کوشکی…
- معلوم بود که…
- همه اش تجربه است
- توی رادیو جوان هم… (ببخشید این نقطه چین ها داره زیاد میشه)
- روش رو باید عوض کنیم
- موافقم؛ پیشنهادی دارید؟
- … (منتظر باشید تا این نقطه چین رو از تلویزیون ببینید!)
علی مطهری :-
- دلیل مخالفت با برنامه چیه؟
- انتقاد دارند
- مگر به هر برنامه ای انتقاد وارد باشه باید تعطیلش کرد؟!
- خب ما فرق داریم دیگه!
- این روش خوبی نیست.
- موافقم. حرفتون رو به گوششون برسونید. ما که دستمون کوتاهه.
- … (اگه این نقطه چین پربشه احتمالا میشه خبر اول سایتها!)
- عجب (با خنده)… پس هیچ. متشکرم آقای دکتر
چند نکته:
۱- حرف آخر من همانی بود که در مصاحبه با فارس گفتم: “با توجه به اینکه برنامه “دیروز ،امروز،فردا ” دارای مخاطب زیاد است، برای مدیران ارشد سازمان صدا وسیما این حق را محفوظ می دارم که در مورد تغییر در ساختار، رویکرد و شیوه برگزاری این برنامه هدف خود را پیگیری کنند. در هر حال بنده آماده هرگونه کمک به مسئولان شبکه سوم هستم و به طور خاص اصراری بر ادامه اجرای این برنامه ندارم. ”
۲- لطفاً به هیچ وجه مطالب فوق را در سایت، نشریه یا هیچ رسانه ی دیگری نقل نکنید. این جملات طبعاً خلاصه شده ی مکالمات است. لذا ممکن است نقل آنها مورد رضایت افراد نباشد.
۳- بدون هیچ تملقی ، به حضور دکتر دارابی به عنوان یکی از چهره های ارزشی و فهیم جریان حزب الله در سمت معاونت سیما امیدوارم. لذا به تصمیم و رأی ایشان احترام میگذارم و به روششان اعتماد می کنم.
۴-…. و همچنان مننتظر خبر خوش باشید.