تبلیغات
جهان هولوگرافیک - شادی، نشاط اجتماعی و فرهنگ دینی - قسمت سوم

شادی، نشاط اجتماعی و فرهنگ دینی - قسمت سوم

قسمت دوم متن مکتوب سخنرانی دکتر فاطمی

نشاط و سیمای شهری

اگر در معماری ایرانی نگاه کنید (در اصفهان، اردبیل و....) آثار شگفتی و زیبایی بیرون را مشاهده می‌کنید. در داخل آن شگفتی چندین برابر می‌شود و زیبایی‌ها فوق‌العاده بیشتر می‌شود. سقف‌هایی با ارتفاع بلند، پنجره‌های ظریف و زیبا، از جنبه فرهنگی این موضوع مهم است که چه ارتباطی با روانشناسی اجتماعی دارد؟ و این که این ساختمان‌ها تا چه اندازه رابطه با اندیشه‌های انسان دارد؟
اگر شما به کشورهای کمونیستی تشریف ببرید مشاهده می‌کنید همه جا حالت پادگانی و حد و حصر دارد. در فرهنگ اسلامی ‌وقتی دقت می‌کنید می‌بینید چقدر این «روحیه نشاط» روی دکوراسیون نقش داشته است یعنی تأثیر بسیار زیادی در چیدمان ساختمان دارد. راهکارهایی عرض خواهم کرد که چطور می‌شود به این فرهنگ توجه جدی نشان داد و چطور این را ارتقا دارد و چه ابزار و وسایلی در حوزه‌های گوناگون می‌تواند این زمینه را فراهم کند؟ چه از لحاظ کلامی‌ و چه از لحاظ غیر کلامی. ما در حوزه غیر کلامی‌ هم که نگاه کنیم می‌توانیم حالات یک انسان شاد و برخوردار از نشاط را با حالت یک انسان گرفته مقایسه کنیم. اصلاً وجود ماه رجب و شعبان و اعیاد آن، رابطه بسیار عمیقی با شادی و نشاط دارد.

نشاط و ادب ظاهر
 
شما به عنوان یک نمونه ساده اخم کنید و خود را گرفته نشان دهید بعد به پردازش اطلاعات در ذهنتان مراجعه کنید، سپس لبخند بزنید و مقایسه کنید کدام یک از اینها شادی را در شما به وجود خواهد آورد. تحقیقاً اذعان خواهید کرد که وقتی لبخند می‌زنید، پردازش اطلاعات به صورت دیگری در ذهنتان انجام خواهد شد. یعنی در روابط غیر کلامی‌ در یک لحظه حالت مثبتی در شما ایجاد می‌شود شما نگاه کنید به توصیه‌هایی که در کتب آداب و اخلاق که مثلاً سر سفره چطور بنشینیم؟ می‌خواهیم به دیدن کسی برویم چطور برخورد کنیم و چگونه ادب اسلامی ‌را رعایت کنیم؟ بین ادب و شادی هم رابطه هست. امام رضا (ع) می‌فرماید: «سکوت دری از درهای حکمت است». جای دیگر می‌فرمایند: «نیکی با مردم نیمی ‌از خردمندی است». امروز در بحث‌های هوش هیجانی این بحث مورد تحلیل قرار گرفته است که ممکن است انسان‌ها IQ و بهره هوشی بالایی داشته باشند و یا IQ آنها پایین باشد که پژوهشها نشان می‌دهد که چند درصد از موفقیت‌ها به IQ و ضریب هوشی بر می‌گردد. بالاترین IQ را هم در سازمان‌ها بگذارید، موفقیت را نهایتاً ۲۴ درصد تضمین خواهید کرد. یکی ازمهمترین ظرفیت¬‌های هیجانی، وجود مؤلفه‌هایی مثل امید و نشاط درونی است. کتابی که در سال ۱۹۹۶ در آمریکا نوشته شده است تحت این عنوان که چرا آدمهای باهوش کارهای احمقانه انجام می‌دهند؟ داستان کسانی بود که از نظر ظاهری IQ بالایی دارند، اما در تعامل‌های اجتماعی و فردی با خودشان درگیریها و مشکلات مختلف دارند.
حضرت امام صادق (ع) می‌فرمایند: «بعضی از انسانها که از این دنیا می‌روند آزاد هستند، بعضی اسیرند. آزاد کسانی هستند که توانستند ظاهر و باطن‌شان را با شادی‌های واقعی تطبیق دهند.» وقتی اسیر سایه‌ها شوید مسلماً شادی واقعی اتفاق نمی‌افتد. فیلم «سیتی زن کی» را نگاه کنید. سیتی زن کی، شخصی است که از همه ابزارها و تمتعات بیرونی برخوردار است اما خانمش می‌گوید: اگر چه برای من قصر مهیا کردی اما من احساس تنهایی می‌کنم. احساس تنهایی موجود در جهان امروز به واسطه این است که شادی‌های واقعی شناخته نشدند. ادعایی که من امروز می‌خواهم بکنم این است که نه تنها در اسلام به شادی و نشاط توجه عمیق می‌شود، بلکه فرهنگ اسلامی ‌می‌تواند فرمولی را در جهان ارایه دهد که صادر کننده شادی‌های واقعی باشد. از آن چیزی که انسان امروز گرفتارش است و از دغدغه‌ها و ناراحتی‌هایی که انسان‌ها در جهان امروز اسیرش هستند. انسان سعی می‌کند این تنهایی را با شادی‌های موقت جبران کند. مثلاً در کافه‌ای یک چیزی بخورد تا بتواند شادی موقت در خودش بوجود آورد. «می‌گریزم از خودی به خودی یا به شوقی ای مهتدی».
اگر راه کارهای شادی واقعی نشان داده شود فرهنگ اسلامی ‌می‌تواند صادر کننده این مقوله باشد. به آن جهت که روی بعد مادی متمرکز شده ایم تا صرفاً اطلاعات ما گسترش پیدا کند، عقل و فرزانگی و حکمت ما افول کرده است و نتیجه نپرداختن به خود استعلایی و خود متعالی باعث شده ما به از خود بیگانگی برسیم و شادی را بیرون خودمان جستجو کنیم که شادی واقعی نخواهد بود. درک این مطلب از جنبه رسانه و فرهنگ سازی بسیار مهم خواهد بود. این نکته را تصحیح می‌کنم که این بحث مقدمه‌ای بود برای این که بتوان شادی و جدی بودن شادی در حوزه روانشناسی اجتماعی را با دید دینی و اسلامی و از منظر معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی اسلامی‌مطرح کرد. چون عرض کردم همه حوزه‌هایی که در مباحث اجتماعی مطرح می‌شود در اصل به یک پرسش اصلی هستی-شناختی بر می‌گردند. اگر آن پرسش هستی‌شناختی را در نگاه اسلامی‌ مورد تعمق قرار بدهیم می‌بینیم که آثار بسیار گرانبهایی از آن بوجود خواهد آمد. اصل مطلب این است که بتوانیم به راهکارها و رویکردها و آثار عملی آن درحوزه رسانه و فرهنگ سازی چه در سینما، تأتر و ادبیات مرتبط با کودکان و چه در حوزه‌های دیگر که تعامل‌های اجتماعی را مطرح می‌کنند برسیم. اگر فرصت دیگری پیدا شد من بعضی از راهکارها و طراحی‌هایی را که در این زمینه هم می‌تواند بصورت استراتژیک مطرح شود و در درازمدت جواب بدهد و هم می‌تواند در بعد کلان و خرد مطرح شود، خدمت دوستان عرض خواهم کرد. والسلام.

منبع معرفتی نشاط اجتماعی:

سوال: سؤالاتی داشتم در مورد مباحثی که شما مطرح کردید. البته این سؤال چند بعد دارد و ممکن است شما وقت نداشته باشید در مورد آن صحبت کنید. یکی این که کلاً در سابقه موضوع شادی و نشاط اسلامی‌ در فرهنگ اسلامی ـ ‌ایرانی خیلی تأکید به عرفان داشتید. آیا ما می‌توانیم مسیر دیگری هم پیدا کنیم که در سابقه تاریخی- ایرانی باشد و مطرح شود؟ آیا مسیر دیگری هم غیر از عرفان وجود دارد که به این شادی و نشاط اجتماعی دست پیدا کنیم؟

آقای فاطمی: این باید به صورت مدون و مستند ارایه شود. اگر شما از بعد فقهی هم به قضیه نگاه کنید و با کسانی که در این حوزه اشراف دارند موضوع را مطرح کنید در حوزه‌های فقهی قضیه، مثلاً در مورد اصل برائت و آثار آن خواهید دید که الان آبی اینجا ریخته شده که شما نمی‌دانید ناپاک است یا پاک؟ این حکمش چیست؟ اگر نمی‌دانید، پاک است، این مسئله بر تعاملهای اجتماعی تأثیرگذار است. با مطالعه آثار ابن سینا در حوزه‌های انسان¬شناسی و روان‌شناسی اجتماعی می‌توان به عمق اندیشه‌های وی در این موارد دست پیدا کرد و مشاهده کرد که از جنبه انسان شناسی افق‌های بسیار متعالی را مطرح می‌کند و در بعد انسان شناسی می‌بینیم که مصادیق بسیار عجیبی را در حوزه نشاط اجتماعی خواهد داشت. عرفان یکی از مهمترین آبشخورها و مؤلفه‌های این قضیه است، اما در کنارش وقتی به زمینه‌ای دیگر نگاه می‌کنیم از جمله علمایی که در حوزه‌های مختلف کار کردند و بزرگانی که چه در حوزه فقه بودند و چه در حوزه رجال و حوزه‌های دیگر می‌بینید یکی از مهمترین ویژگی‌های آنها نشاط درونی ونشاط اجتماعی است.

نشاط، یک نیاز ذاتی

سوال: سؤال من ممکن است بیشتر جنبه جامعه شناسانه داشته باشد. ما در جامعه با این شکاف مواجه هستیم. در سابقه تمدن ما این ویژگیها وجود دارد و روی شادی و نشاط اجتماعی بسیار تأکید دارد. ولی الان در جامعه می‌بینیم که حتی در گفتگوهای روزمره‌ هم سرخوردگی وجود دارد که این سرخوردگی گاهی بصورت سلبی است و گاهی به صورت ایجابی. سلبی تبدیل به نارضایتی اجتماعی می‌شود که حتی در گفتگوهای روزمره هم وجود دارد. این یکی از پیامدهایی است که شکاف بین این فرهنگ را به وجود می‌آورد و در زندگی روزمره چندان به آن عمل نمی‌شود. پیامد دیگرش این است که در نسل جوان ما رشد معنویت‌های زمینی را داریم. نسل جوان ما به جای این که رجوع کند به یک سابقه تمدنی فرهنگی، چه در فرهنگ اسلامی‌ چه فرهنگ ایرانی، دایماً به سمت معنویت‌های نزولی می‌روند. می‌خواستم بدانم که آیا می‌توان تبیینی برای این مسئله پیدا کرد؟

آقای فاطمی: وقتی تشنگی وجود داشته باشد غیر زلال‌ترین آبها هم می‌تواند برای فرد گواراترین نوشیدنی‌ها باشد. در جهان معاصر کسانی هستند که با نازلترین الگو‌های مرتبط با این قضایا حرف‌های زیادی می‌زنند. وقتی مادی‌گراها، معنویت را مطرح می‌کنند این دلیل بر تشنگی بسیار زیاد است. اگر ما روی این بعد عمیق که عرض کردم کار کنیم می‌توانیم در این حوزه آبهای زلال و چشمه‌سارهای بسیار گوارایی را شناسایی و مطرح کنیم. به هر حال وقتی انسان تشنه باشد از هر مفری می‌تواند استفاده کند تا تشنگی او برطرف شود. معنای آن این نخواهد بود که الزاماً این آب، آب زلالی خواهد بود. اما معنایش این است که تشنگی وجود دارد. یک ارتباط عمیقی باید مورد توجه واقع شود. دستگاههای مختلف تبلیغاتی و فرهنگی و رسانه‌ها تا چه اندازه با اصول عمیق روانشناسی اجتماعی و روانشناسی رسانه به طور خاص آشنا هستند و از جنبه پیام رسانی به آن دقت می‌کنند. ابزار رساندن پیام به اندازه پیام و بلکه بیش از پیام اهمیت دارد.
سعدی مثالی می‌زند از دختری که می‌خواست مسلمان شود و پدرش بسیار ناراحت بود. بعد خبر رسید که خود دختر برگشته است. بعدها فهمیدند که در آن شهر پیرمردی که اذان می‌گفت صدای بسیار دلخراشی داشته است. یکی از کسانی که بر این قضیه اشراف داشتند شهید مطهری بوده که در بحث تبلیغ روی عنصر و ابزار خیلی توجه و دقت کرده است. این قضیه برای دست‌اندرکار رسانه باید جدی تلقی شود و به آن توجه نماید. در دنیای امروز بهترین پیام‌ها ممکن است با قالب‌‌های نامناسبی منتقل شود و نازلترین پیام‌ها امروز با بسته‌بندی‌ها و رسانه‌های شکیلی ارایه ‌شود که مسلماً تأثیر خواهد داشت. این وظیفه دست اندرکاران رسانه است که:


ساختار شادی، الگوی جمعی، فردی یا خانوادگی

سوال: یکی از مشکلات زندگی‌ مدرن کنونی این است که شادی را در جمعهای دوستانه، گروه همسالان و هر چیزی جز خانواده می‌توان دید و ما به کرات می‌بینیم هر جا بساط شادی و نشاط افکنی در جمع دیده شود همراه با یک سری از انحرافات اخلاقی است. مثلاً ما وقتی شهر بازی درست می‌کنیم بعد گزارش می‌آید که آسیب‌های اجتماعی در شهر بازی بیشتر است. به نظر می‌آید هم قالب فرد و هم قالب خانواده در شادی افکنی‌های مدرن مغفول واقع شده است.
 
آقای فاطمی: در انجام و تحقق شادی هم باید به نتیجه نگاه کنیم هم به خود فرآیند. یکی از اشکالات نظام‌های اجتماعی فرهنگ سازی این است که افراد نتیجه‌مند و نتیجه‌محور می‌شوند و صرفاً دنبال این هستند که کلمات را به درستی بنویسند. حالا وقتی می‌خواهد بنویسد از چه فرآیندی باید تبعیت کند؟ کدام غذا لذت ببرد؟ چطور از این مداد شمعی و نقاشی استفاده کند؟ به آن توجه نمی‌شود. اگر ما تلاش کنیم که در کنار نتیجه به فرآیند نشاط در بعد اجتماعی هم توجه کنیم می‌توانیم با فرهنگ سازی خاص آسیب پذیری‌ها را کم کنیم. همان طوری که عرض کردم در روانشناسی اجتماعی مثلاً در مورد کنترل بعضی از خشونتها در فضاهای جمعی کار شده است. نتیجه‌های مثبت هم گرفته شده است. سابقه نشاط به سابقه انسان بر می‌گردد. بعضی از ابعاد نشاط به بعد غرایز بر می‌گردد. مثل اصل نهاد در سیستم فرویدی، اصل لذت است در مقابل آیکو که اصل واقعیت است. تا زمانی که لذات وجود داشته، شادی هم بوده است. ولی احتجاجی که اینجا مطرح می‌کنیم این است که در اسلام فرهنگ سازی بر نشاط متعالی‌تر، عمیق‌تر و ژرف‌تر از ابعاد دیگر است. آرمان خواهی هم در حوزه مشترکات فطری انسان عمیقاً می‌تواند در ابتهاج درونی تأثیر مهم داشته باشد یکی از بحثهای مهم در فلسفه انتظار و مهدویت و توجه به حضرت مهدی (ع) ایجاد آن ابتهاج است، چون آن آرمانها در اصل زنده کنند. امید و نشاط است. وقتی دستتان را به طرف ستاره‌ها بلند می‌کنید ممکن است ستاره‌ای نگیرید، اما دستتان گلی هم نخواهد شد. در خیلی از سازمانها این مثال زده شده است. این بعد و آن آرمان‌خواهی موجب و مولد این شادی خواهد بود.

ضرورت ارایه اصیل الگوی اسلام

سوال: نکته ای که خیلی بر آن تأکید داشتید روی لحظه حال بود. انسان باید چه فرآیندی را طی کند تا بتواند از لحظه حال استفاده کند؟

آقای فاطمی: این را می‌شود با آموزش بسیار ‌ترغیب کرد و بوجود آورد. شما مکالمات و محاوراتی را که در حوزه عرفانی در این زمینه وجود دارد، مشاهده کنید.
اگر در حوزه آموزش و پرورش و در خانواده، مشاوره درست، شناسایی و آموزش داده شود می‌تواند اثر بخشی بسیار داشته باشد. متأسفانه در ایران افراد در بحث‌های تلویزیونی مطلبی ارایه می‌دهند که آن طور که باید و شاید با مؤلفه‌های فرهنگ اسلامی‌ ایرانی آشنا نیستند. به جای این که راهکارهای مناسب با زبان بومی‌ ارایه دهند چیزهایی غیر از آن بازگویی می‌کنند. مثل این است که شما یک لباسی را که متناسب با فرد نیست به او توصیه ‌کنید و این نتیجه عکس خواهد داد. یک مسأله دیگر تناسب و انتظام است. در ساعت ۷ یا ۸ تلویزیون برنامه‌ای را پخش می‌کند راجع به فیلمی‌که سپاه اسلام را نشان می‌دهد. از طرفی بچه‌ها هم می‌بینند که اسبی است در حال رفتن و جنگیدن و سر را می‌زنند و کنده می‌شود و آن طرف می‌افتد و دو ساعت بعد در خبر اعلام می‌شود گربه‌ای در سوئد به روی پشت بام رفته و امکانات زیادی فراهم شده که مبادا اتفاقی برای این حیوان بیفتد. زمانی که یک آدم غیر مطلع که در حوزه اسلامی‌ مطالعاتی ندارد از جنبه ناخودآگاه این دو صحنه را نگاه می‌کند و سپس به مقایسه می‌پردازد متأثر می‌شود و برداشت آن، برداشت دوگانه‌ای خواهد بود، آثارش هم دوگانه است. این بی‌توجهی به این قضیه منجر به آسیب پذیری می‌شود. در فرهنگی که امیر المؤمنین (ع) الگوی آن در زمنیه عدالت و رفتار است و می‌گویند که وقتی می‌خواهید از حیوان شیر بگیرید ناخن‌هایتان بلند نباشد یا بین بچه حیوان و حیوان جدایی نیندازید. اگر حیوانات را برای چرا بیرون می‌برید جای سرسبزی انتخاب کنید و حیوانات را از مسیر نزدیک ببرید. یا خداوند دشنام دهنده حیوان را لعنت می‌کند و همچنین می‌فرمایند: شکار اگر برای تفریح باشد مکروه است. چطور می‌تواند نسبت به روابط انسانی و اجتماعی بی‌تفاوت باشد؟ ما تا چه اندازه این را در حوزه‌های مختلف عملاً مطرح کردیم؟ تا چه اندازه در تعامل‌ها این را آموزش دادیم؟ یک نکته واجب در برنامه ریزی در آموزش و پرورش و... این است که دست اندرکاران کتابهای درسی، برای کسانی که در حوزه مشاوره کار می‌کنند هدایت هوش هیجانی به مرحله اجرا درآورند. من معتقد هستم در سطح عمیق‌تر و گسترده‌تر آموزشهای اساسی داده شود و این به سرعت تولید شود در حوزه‌های مختلف، یعنی در روابط عمومی‌ها ‌تکثیر شود. روابط عمومی ‌فقط پوستر زدن و تبریک اعیاد گفتن نیست. روابط عمومی‌ در مهد کودک‌ها، مدارس و از همه مهمتر رادیو و تلویزیون باید فعال باشد و این لازمه‌اش این است که از این آشنایی‌ها حاصل شود
راهکارهایش هم معرفی شود. الان بحثهایی که مورد توجه همگان قرار گرفته، بحث مهارتهای ارایه است. آنجا که من ارائه می‌دهم می‌بینم که رئیس یک شرکتی که دارای ۳۰۰ شرکت زنجیره‌ای است دور می‌نشیند و یادداشت بر-می‌دارد. می‌گوید: من باید از شرکت جلویی بالاتر باشم اگر نباشم باخته‌ام و به جنبه سود انگاری هم که نگاه می‌کند روی نو شدن هوش هیجانی‌اش این طوری کار می‌کند. تئوری سازمان‌های یادگیرنده را اگر نگاه کنید می‌بینید که در سازمان‌های یادگیرنده یادگیری نقش اساسی و مهمی‌ در این قضیه دارد. ما باید در این زمینه به طور جدی وارد پروژه تعریف شده شویم تا امروز جامعه اسلامی ‌بیشتر از این که به یک نهضتی در حوزه‌های فلسفی نیازمند باشد به یک نهضت آموزشی همراه با فرهیختگی نیاز دارد. اگر آن نهضت آموزشی قابل انجام باشد شما مطمئن باشید که همان اتفاقی که در قرن اول و دوم و سوم هجری اتفاق افتاده می‌افتد.

نسبت حزن و نشاط

یکی از مواردی که لازم است مورد تحلیل و کاوش قرار بگیرد، «حزن مقدس» می‌باشد که در فرهنگ ما یک امر بسیار متعالی و ارمغان آورنده تعالی است. به عنوان مثال از مهمترین مصادیقی که در سطوح مختلف مورد توجه قرار گرفته و می‌تواند آثاری ایجاد کند بحث گریه بر سیدالشهدا (ع) است. گریستن بر حضرت اباعبدالله (ع) یکی از مهمترین عوامل تعالی و ابتهاجی است. برای این که آثار آن وصل کردن انسان با جانِ جان است؛ چون ما گاهی تن‌محور می‌شویم گاهی در کنار تن به من هم توجه می‌کنیم. برنامه‌ای که صرفاً تن‌محور باشد به طور یقین نمی‌تواند تعالی داشته باشد. در آنجا آن حزن باعث شکفتن و شکفتگی من خواهد شد، و یا جانِ جان ما را مرتبط خواهد کرد. اگر به فرهنگ عمیق اسلامی‌ نگاه کنیم توجه به آن جانِ جان از طریق بکاء و گریستن عمیقاً مورد توجه واقع می‌شود. عرض این نیست که خنده عامل شادی محسوب شود، بلکه یکی از مهمترین بخش‌های آن حزن است. این هم که  
می‌گویند گریه در عرصه «اجتماعی» ما تفوق دارد است بر می‌گردد به این که ما آن پروسه ایجاد شادی را بر چه محورهایی بنا بگذاریم و چه جوری در آن زمینه فرهنگ سازی کنیم؟ مشکل از حزن مقدس نیست بلکه از عدم تعریف صحیح شادی اجتماعی است.
۱- از جنبه شناختی و تحلیلی بتوانند گامهای برجسته‌ای را پیرامون این فرهنگ غنی بردارند. ۲- بتوانند به ابزارهای تأثیرگذار روانشناسی رسانه و حوزه‌های مختلف آشنایی پیدا کنند. تعامل بین این‌ها آثار بسیار مثبتی می‌تواند ایجاد کند.

مطالب مرتبط:
شادی، نشاط اجتماعی و فرهنگی دینی - قسمت اول

شادی، نشاط اجتماعی و فرهنگی دینی - قسمت دوم