تبلیغات
جهان هولوگرافیک - شادی، نشاط اجتماعی و فرهنگ دینی - قسمت دوم

شادی، نشاط اجتماعی و فرهنگ دینی - قسمت دوم

قسمت دوم متن مکتوب سخنرانی دکتر فاطمی

نگاه زبان شناختی و مسأله ذهنیت

به بحث زبان شناختی قضیه هم وارد شویم. از هر گفتنی که شروع کنیم. بحث این است که «چه داریم می‌گوییم. من عرض می‌کنم «در را ببندید». این در اصل بعد «لوکوشرنی» است. یعنی وقتی من دارم چیزی را بیان می‌کنم آیا دارم قول می‌دهم؟ آیا دارم وعده‌ای می‌دهم؟ آیا دارم امر می‌کنم و خط مشی می‌دهم ... اما بحث «پرلوکوشرنی» تأثیر آنچه که من می‌گویم روی مخاطب است از جنبه نشاط و امید بخشی. شما نگاه کنید به گزاره‌هایی که در این حوزه از جنبه هستی شناسی مورد توجه واقع می‌شود چه آثاری را می‌تواند در حوزه تعامل‌های اجتماعی ایجاد کند. در یکی از تحقیقات مهمی‌که در چند سال گذشته در آمریکای شمالی انجام شد و باعث شد محقق آن دکترای دومی ‌بگیرد این بود که آدمهای موفق چه ویژگی‌هایی دارد؟ به هر حال آدم موفق نمی‌تواند آدم بی‌نشاط و بی‌روحی باشد. آدم موفق نمی‌تواند آدم افسرده‌ای باشد چون افسردگی ضد موفقیت است یک سؤال اصلی این است که آدمهای موفق چه ویژگی‌هایی دارند؟ ایشان روی این حوزه داشت کار می‌کرد. افراد مختلف را مورد بررسی قرار داد از صنعتگر موفق تا مدیر موفق، معلم و روزنامه نگار موفق.تحقیقات ایشان ثابت کرد یکی از مهمترین ویژگی‌های انسان‌های موفق که می‌توانند پویایی را تجربه کنند و از رخوت و سستی پرهیز کنند «تصویر سازی‌های مثبت» است یعنی وجود تصویر سازی‌های مثبت می‌تواند عامل بسیار مهمی ‌باشد در ایجاد موفقیت و دوستان می‌دانند ما همیشه در حال تصویر سازی هستیم الان بنده که عرایضم را ادامه می‌دهم صرفاً یک نفر در حال تکلم است اما همه دوستانی که اینجا هستند صرفاً یک گفتار درونی را عملاً تجربه می‌کنند ما حتی در هنگام خواب هم تصویر سازی می‌کنیم، هم کلامی هم تصویری. مثلاً موقعی که در بخش ناهشیار با خودمان صحبت می‌کنیم و این بخش ناهشیار می‌تواند مؤثر باشد بر ناخود آگاه و ضمیر ناخودآگاه جمعی یا فردی ما نگاه کنیم در حوزه هستی شناسی اسلامی ‌تا چه اندازه‌ای روی تصویر سازی‌های مثبت کار می‌شود؟ در فرمایشات امام رضا (ع) نمونه‌های بسیار زیادی هست «بزرگی انسان به بزرگی اندیشه اوست» وقتی اندیشه وسعت پیدا کرد در گستره وسعت اندیشه جای پای امید، موفقیت و تلاش بسیاری است و پویایی و حرکت از دلش بر می‌آید.

امام حسین (ع) می‌فرمایند: «خداوند کارهای بزرگ و متعالی را دوست دارد «ان الله یحبّ معالی الامور» آثار این را شما نگاه کنید در حوزه روانشانسی اجتماعی بسیار عجیب خواهد بود اساس مطلب به این برمی‌گردد که کسی که در حوزه رسانه و فرهنگ سازی عمومی‌ و در حوزه تعامل‌ها و روابط اجتماعی کار می‌کند اولاً خودش تا چه اندازه از این رویکرد برخوردار است. چون فاقد شیء نمی‌تواند معطی شیء باشد. معلمی ‌که خودش رخوت زده است نمی‌تواند امید بخش و امیدوار باشد در بحث‌های موفقیت و پیشرفت و در بحث‌های اثر بخشی، تحقیقات مختلف انجام گردیده از جمله «گومن» و بحث‌های مربوط به هوش عملی و بحث‌هایی که اسپنسر و دیگران در بایسته‌های شغلی هم مورد توجه قرار دادند. یکی از ویژگی‌های مدیران موفق و انسانهای پویا، تصویر سازی‌های مثبت و انگیزش‌های درونی است. دوستان می‌دانند که در بحث انگیزش در حوزه روانشناسی دو تا محور وجود دارد یکی محور خارجی کنترل که در طرف ایجاد انگیزه می‌کند اما یکی از بحث‌های مهم فرایند آن ‌می‌باشد و در رابطه با این است که تا چه اندازه از محورهای درونی انگیزش برخوردار هستیم و تا چه اندازه می‌توانیم تصویر سازی‌های مثبت، امید بخش، نشاط آفرین و انگیزه‌های بالا در خودمان ایجاد کنیم. ما وقتی از جنبه فرهنگ عمومی ‌نگاه می‌کنیم که تا چه اندازه‌ای تصویر سازی‌های مثبت در تعامل‌های اجتماعی‌ترغیب می‌شود و تا چه اندازه این را در ابعاد مختلف مورد توجه قرار دهیم و تا چه اندازه می‌توانیم در حوزه‌های گوناگون به بحث پیرامون آن از جنبه‌های عملی و کار بردی بپردازیم و تا چه اندازه فیلم تولید شده که یک اثر هنری است به معنای عام کلمه و متن‌های ایجاد شده از اینها در‌ ترغیب این نشاط عمومی‌ نقش آفرینی می‌کند.

«در حال» بودن و زندگی مدرن

ارتباط بسیار عمیقی در حوزه روانشناسی اجتماعی بین شادی است و «در حال» زندگی کردن است. در آمریکای شمالی از مدیرانی که داخل اتاقهایشان می‌شدند تستی به عمل آورده شد. فضا را با سبزی و گل و گیاه تزئین گردیده بود و فضای سبز جدیدی بوجود آمد. با بسیاری از آنها که مصاحبه شد اظهار کردند اصلاً توجهی به گلها و فضای سبز جدید نمی‌کردند و خود را گرفتار و مشغول قلمداد می‌کردند و بیشتر در اندیشه فعالیتها و پروژه‌های خود بوده‌اند و تمایلی به دیدن اطراف نشان نمی‌دادند. یکی از ویژگیهای جهان امروز و یکی از مهمترین عواملی که بر اساس آن مشکل ایجاد می‌شود این است که انسانها کمتر «در لحظه» حال زندگی می‌کنند و از لحظه حال خیلی کمتر بهره می‌برند.
ما کمتر در لحظه «حال» آرامش را تجربه می‌کنیم و کمتر در حال حاضر زندگی می‌کنیم، متکثّر و پراکنده هستیم به ظاهر داریم در لحظه‌های حال از نظر فیزیکی زندگی می‌کنیم اما اگر خودمان را مورد تحلیل قرار می‌دهیم و درون کاوی خوبی به عمل آوریم می‌بینیم که کاملاً پراکنده هستیم حتی این در نماز هم خیلی اتفاق می‌افتد می‌خوانیم، بعد فکر می‌کنیم چند رکعت خوانده‌ایم؟ بعد از بسم‌الله تازه فکر می‌کنیم کدام چک را باید فردا بنویسیم و چه کار کنیم، برای این که ما غایبانه در جهان زندگی می‌کنیم و این که هر چه میزان غیبت ما در جهان بیشتر باشد شادی‌های معقول را کمتر تجربه می‌کنیم. همه همّ عارفان در فلسفه و معرفت‌شناسی و هستی شناسی اسلامی ‌روی این است که انسانها بتوانند با آن تعادلی‌که از حضرت امام حسن (ع) عرض کردم بتوانند در «لحظه حال» هوشیارانه زندگی کنند. ما کمتر هوشیارانه در حال زندگی می‌کنیم از منزلمان خارج شده می‌رویم سر کار. اصلاً نیستیم و محیط اطراف را نمی‌بینیم ممکن است سپر ماشین به یکی دیگر بخورد بعد بگوییم اصلاً ما نبودیم و نیستیم در آن لحظه کاملاً خارج از حال زندگی می‌کنیم. حالا نگاه کنید عارفان چه «همّ» متعالی داشتند. قدر حال خود را بدانید. در حال زندگی کنید در حال، فرصتها را خوب مورد توجه قرار دهید و این رابطه مهمی ‌با نشاط دارد.
صوفی ابن‌الوقت باشد ای رفیق نیست فردا گفتنش شرط طریق
اصلاً فردا گفتن در روش استعلایی نمی‌تواند بگنجد: این نگو فردا که فردا‌ها گذشت.
عمر ما قربانی فرداها می‌شود چون از لحظه حال استفاده نمی‌کنیم. عجله نکن چون زمان، شمشیر برّان است.
حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «مافات مضی ...» آنچه گذشت گذشته است. برخیز و فرصت بین دو عدم را غنیمت شمار یکی در مورد گذشته یکی در مورد آینده. این به فرصت طلبی مثبت منجر می‌شود. در ادبیات امروز یکی از ویژگی‌های مهم مدیریت بالنده از نظر حوزه‌های روانشناسی اجتماعی فرصت‌طلبی آنها است. نه به معنای مذموم کلمه بلکه به معنای ممدوح که مدیران می‌توانند از فرصتها عمیقاً استفاده کنند و این با آن نشاط رابطه مستقیم دارد. می‌گویند ابوسعید جایی رفته که صحبت کند جمعیت زیادی را دید یکی بلند شد و گفت خدا رحمت کند کسی را که یک گام و یک قدم جلو بگذارد بعد از منبر پایین آمد گفتند: کجا داری می‌روی؟ گفت: چیزی که من می‌خواستم بگویم این شخص گفت: یک گام به جلو نهادن و استفاده مناسب از فرصت‌ها. پس اینکه در حال فرد بتواند خوب زندگی کند، رابطه مستقیمی ‌با شادی و نشاط دارد. به اصطلاح ابن سینا ابتهاج و بهجت از شادی‌ها هستند. شما هندوانه‌ای را می‌خورید که خیلی خوشمزه است این خود سطحی از شادی می‌باشد اما سطح شادی که موقت و محسوس است. ابن سینا از شادی‌های معقول صحبت می‌کند و اگر کسی آن شادی‌ها را چشید دیگر این شادی‌های محسوس برایش معنی نخواهد داشت. نمی‌خواهم عرض کنم به شادی‌های محسوس توجه نباید کرد در سلسله مراتب شادی‌هاست.

شادی درون و رحمت واسعه

یکی از مهمترین ویژگیهایی که در فلسفه و عرفان اسلامی ‌نهفته است توجه به استعمال شادی‌ها است. نه تنها به شادی‌ها توجه عمیق شده بلکه توجه و سفارش‌های ویژه‌ای در مورد کامل کردن شادی‌ها هست که دیگر از شادی‌های سطحی فراتر می‌رود و شادی‌هایی را تجربه می‌کند که خیلی عمیق‌تر است. در این سطح نه تنها به آن شادی‌ها توجه می‌شود بلکه در آن بعد عمیق‌تر و ژرفتر مورد توجه قرار می‌گیرد. در تاریخ است که امام حسین (ع) در سفرش به کربلا با دوستان بذله گویی می‌کردند سفری که پر از مشقت بود. اگر از مشقت بار بودن سفر سخن می‌فرمودند، سفر سخت‌تر بر آنها می‌گذشت. اما چه چیزی در درون اینها درخشیده است که در آن شرایط هم لبخند از آنها دور نمی‌شود. این لبخند درونی و اتصال درونی که در عارفان بسیار تأکید کرده‌اند یکی از محوری‌ترین پایه‌های شادی اجتماعی است و باید فرهنگ سازان این سؤال را مطرح کنند که تا چه اندازه می‌توانیم لبخند درونی را ارتقا بخشیم؟ تا چه اندازه برنامه‌ریزی ما در حوزه‌های مختلف سینما، تئاتر، ادبیات، داستان نویسی، تعامل‌های اجتماعی و ارتباطات اجتماعی این لبخند درونی را مورد توجه قرار می‌دهد و چه اندازه ‌ترغیب می‌کند؟ و مهم‌تر این که من که دارم این کار را که انجام می‌دهم تا چه اندازه از اینها برخوردار هستم چون اگر قرار باشد که در وجودم حرمان و یأس باشد چطور قادر خواهم بود که در سازمان‌هایی که هستم امید بخش باشم اگر قرار باشد کاملاً سیطره ناامیدی و یأس بر من سنگینی کند چطوری می‌توانم «رحمت» ایجاد کنم. مطلب دیگر از هستی شناسی اسلامی‌ که بسیار قابل توجه است «رحمت خداوند» است. پیامبر اکرم (ص) «رحمه للعالمین» است. من فکر می‌کنم در این حوزه خیلی کم کار شده است. وقتی علما کار کردند و وقتی به برگردان صفت‌های پیامبر اکرم می‌پردازند همه اینها بر می‌گردند به این که رحمه للعالمین هستند. رحمتی که برای همه جهان و جهانیان ساطع شده است آثار این خیلی جدی است و نمی‌تواند فقط در لفظ بگنجد. این فقط مفاضله با کلمات نیست.
آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا.
این در دل آن فرهنگ مطرح شده است. بارقه‌های «رحمت» تولید کننده آثار بسیار شگرفی در حوزه ناخودآگاه خواهد بود. چون از خلاقیت و فرآیند خلاقیت که صحبت کنیم یک بخش آن، بخش نهفته سازی است که بصورت ناخودآگاه به چیزی فکر می‌کنیم. چیزی به صورت نهفته در ضمیر ما فعالیت می‌کند و اگر ما بپذیریم که ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی داریم این ناخودآگاه جمعی که ناشی از این قضیه است می‌تواند در فرآیندهای مختلف تأثیر داشته باشد. تا چه اندازه رحمت خداوندی را در ارتباط با خودمان جاری و سیال می‌دانیم؟ و در مقابل تا چه اندازه از پیچیدگی‌های مختلف که در حوزه‌های مختلف می‌تواند فرآیندهای ممانعت را ایجاد کند برخوردار هستیم. عرضم این نیست که ما از انذار استفاده نکنیم. اسلام هم بشیر است و هم نذیر. اما این که ما بتوانیم این را در حوزه اجتماعی به صورت متعادل مورد توجه قرار دهیم، یعنی در فرهنگ‌سازی، از فرآیندهای امید بخش و نوید بخش و در کنارش از انذار استفاده کنیم مهم است اگر ما به تاریخ عرفان و اندیشه‌های متعالی ایرانی در زندگی دینی متألهین نگاه کنیم می‌بینیم که علما و کسانی که در حوزه‌های فقه و فلسفه فعالیت دارند واقعاً از فرهنگ اصولی بهره‌هایی بسیار برده‌اند. سایکوبایوگرافی یک رشته‌ای در روان‌شناسی است که به صورت روان تحلیلی یا روان کاوی یا روانشناختی روی زندگی افراد کار می‌کند که چه مسایلی برای این افراد پیش می‌آید که این‌طوری می‌شوند؟
ویلسون یکی از کسانی بوده که در این روش بحث کرده و موفقیت‌های بزرگی به دست آورده است. ما اگر سایکوبایرگرافی کنیم کسانی که در فقه و عرفان بهره‌های بسیار زیادی از معرفت شناسی اسلامی‌ بردند تا چه اندازه از این اتصال درونی برخوردار بودند بسیار موثر خواهد بود. اکثر کسانی که با اینها ارتباط دارند می‌توانند اذعان کنند که این شاخص‌ها موجود است. وقتی با این بزرگان یک ارتباط کلامی ‌و اجتماعی ایجاد کنید با یک لبخند همیشگی در زندگی‌اشان برخورد می‌کنید. حرمان و یأس بر وجود اینها تأثیری ندارد. شما روی علمای بزرگ تحقیق کنید آثار «توکل» باعث چه لبخندی در روابط فردی و اجتماعی آن‌ها شده است و همچنین در پاکی درون و تمیزی بیرونیشان چه اثراتی داشته است؟

مطالب مرتبط:

شادی، نشاط اجتماعی و فرهنگی دینی - قسمت اول

شادی، نشاط اجتماعی و فرهنگی دینی - قسمت سوم