تبلیغات
جهان هولوگرافیک - مرغ های قدقد کننده برای تخم!*

مرغ های قدقد کننده برای تخم!*

دیشب در برنامه بررسی وضعیت تفکر در ایران، دکتر معصومی عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف دعوت شده بود، موجودات عجیبی هستند این آقای دکترها!!
برای توجیه انحطاط علمی خودشان آسمان را به زمین و زمین را به آسمان می‌دوزند تا به نوعی رفع اتهام از خودشان کنند.

مرغ

قبل از این هم شنیده بودم که عده‌ای به ملاصدرا حمله می‌کنند و فلسفه صدرا را یکی از عوامل عقب افتادگی فکری در ایران قلمداد می‌کنند اما دکتر معصومی آب ناپاک‌تری از گروه قبلی بر روی دست بیچاره‌هایی که به دنبال احیا شوکت و عظمت نیاکانشان هستند ریخت.

 ایشان معتقدند اساسا فلسفه صدرا ارتباطی با فضای فلسفی زمان ما ندارد تا  با به روز شدن و رفع برخی کاستی‌هایش به درد جامعه امروز بخورد!!

آقای دکتر معصومی کمی آهسته‌تر! کجا تشریف می‌بری عزیزم! در ایران هر کسی یک عنوان «آقای دکتر» پای اسمش سبز می‌شود خود را مجاز می‌داند در مورد عالم و آدم نظر بدهد و حتی در مورد چیزی که اساسا اطلاعی از آن ندارد نظریه پردازی کند! چه خبر شده کجا می رویم!؟
آقای محترم فهم مقدم بر نقد است تو از فلسفه اسلامی چه می دانی؟!
حالا شما که از فلسفه صدرا هیچ نفهمیدید و بیچارگی خودتان را هم نمی پذیرید آیا مجبورید برای توجیه سستی و کاهلی خودتان ابوعطا بخوانید!!
متاسفانه همه هم و غم زندگی آدم‌های امروزه تبدیل شده به شکم و ... !
وقتی از علم کاربردی صحبت می‌کنند و می‌گویند علم باید به بهبود زندگی آدم‌ها کمک کند منظورشان بهبود اقتصادی زندگی است و اگر کسی علم را برای خود علم و ارضای حس حقیقت جویی‌اش طلب کند می‌شود عقب افتاده، انتزاعی، غیرکاربردی، ناکارآمد و حتی برخی پا را از این هم فراتر می‌گذارند و معتقدند اگر علم به بهبود زندگی آدم (حیات اقتصادی) کمکی نکند اساسا علم نیست نوعی سرگرمی، و وقت تلف کردن است!!
اگر پوزیتوست‌ها و تجربه گرایان افراطی به متافیزیک حمله کردند و آن  را غیر علمی می‌دانستند ملاکشان «تجربه» بود اما این‌ها دردشان شکمشان است و البته ... شکمشان.
مگر آدم در این عمر شصت و هفتاد ساله تازه اگر جوان مرگ نشود به چقدر آب و غذا و زمین برای زندگی و خورد و خوراکش احتیاج دارد!!
به نظر من مساله این چیزها نیست، و الا طبیعت هر آدم سالمی حکم می‌کند به تلاش برای بهبود زندگی آدم‌ها تا اندازه‌ای که عزت نفس او حفظ شود و سربار اجتماع نشود، و اما این مطلب نیازی به این همه صرف انرژی و گذاشتن وقت ندارد!! پس درد ما آدم‌های نصفه و نیمه چیست؟!!
مرحوم جلال آل احمد خیلی زیبا و دلچسب جواب اینجور آدم‌ها را می‌دهد پاسخی از عمق دهه چهل:
        «مشغله (فعالیت فکری) کار کله است، کار کله‌هایی که باد دارد. اما حالا این جور کله‌ها به درد نمی‌خورد. قرار است، کله‌ها را از باد آرزو خالی کنیم. قرار است بشویم گدای واقعیت. گدای رفاه، گدای پایین تنه، گدای نانی که ازمان دزدیده‌اند. حالا دیگر شده‌ایم مرغ‌های قدقد کننده به خاطر یک تخم.» (نفرین زمین/ص 68)


پاورقی: البته سوء تفاهم پیش نیاید منظور من از آوردن عبارت بالا تنها توصیفی از وضعیت ارزش گذاری بر علوم است و قصد اسائه ادب یا جسارتی به اقای دکتر معصومی ندارم.